ذبيح الله صفا

22

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

آنجا را يكى از مراكز نگاهبانى بازماندهء آثار ادبى و علمى ايران قرار دهند . قراختائيان سلسلهء قراختايى نام سلسله‌يى از فرمانروايان ايران در عهد مغول است كه كرمان را در اختيار داشتند . مؤسّس اين سلسله براق حاجب نام داشت . وى از امراى گور خان ختايى بود و چون بساط سلطنت ختاييان بدست محمّد خوارزمشاه برچيده شد ، براق با برادر و كسانش نزد سلطان محمّد رفت و مقام و منزلت يافت . در جنگ با مغولان برادرش كشته شد و او خود بسلطان غياث الدين پسر سلطان محمد كه عراق و فارس و كرمان را در اختيار داشت ، پيوست و حاجب او گرديد و بدين سبب به « براق حاجب » شهرت يافت . براق حاجب در گيرودار انقلابات عراق باجازهء غياث الدين آهنگ هندوستان كرد . چون بكرمان رسيد حاكم آنجا شجاع الدين ابو القاسم اعور زوزنى « هوس بردهء خطايى كرد و بجنگ براق آمد « 1 » » ليكن شكست يافت و اين امر مقدّمهء تسلّط براق بر كرمان گرديد . وى بعدا دختر خود را بجلال الدين خوارزمشاه داد و با مغولان از در ايلى درآمد و بدين ترتيب پادشاهى وى بر كرمان مسلّم گشت و بعد از يازده ( يا سيزده ) سال پادشاهى در سال 632 درگذشت . بعد از براق فرزندان و برادرزادگانش تا سال 703 از دست ايلخانان بر كرمان حكومت مىكردند و با مصاهرت و مواصلت با اتابكان يزد و خانان و ايلخانان مغول در كار خود مستولى بودند . پس از براق ركن الدين مبارك و قطب الدين و حجّاج و سيورغتمش و پادشاه خاتون و مظفّر الدين محمّد شاه و قطب الدين شاه جهان حكومت كردند . اين آخرى چون در اداى مال بديوان ايلخانان تقصير مىكرد بفرمان اولجايتو از حكومت معزول گشت ( 703 هجرى ) و بساط حكومت قراختاييان بر كرمان در نور ديده شد . از ميان اين پادشاهان پادشاه خاتون زنى شاعر و علم‌دوست بود و زندگانى خود را بيشتر در مجالست با عالمان و شاعران ميگذرانيد .

--> ( 1 ) - تاريخ گزيده چاپ طهران ص 528